آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
|
همه چی باهم
شنبه 14 تير 1393برچسب:, :: 18:16 :: نويسنده : marry
فرزند عزیزم! برق آخرین نگاهت،چراغ خلوت تنهاییم شده است و نگاه چشمان مهربانت تنها امید زنگی ام روزگاری به من می خندیدی و مرا می خنداندی.نگاهم می کردی ومن هم دلشاد می شدم اما امروز در خاطراتم می خندی و مرا گریان می کنی ونگاهم می کنی وبا گرمی نگاهت مرا می سوزانی نور چشمانم! روزها به یاد شهادتت در کربلا گریه میکنم و شبها به یاد غربت در بقیع اشک می ریزم وتو را میان این وآن جست وجو میکنم در شلمچه،در اروند،در طلاییه و..... پسرکم! کدامین گل از صحرای سرخ شهادتت را ببویم که بوی تو را دهد؟ ای کاش می دانستم کدامین گل سرخ،صبح وشام شبنم اشک را بر مزار غربت می ریزد تا به او میگفتم: بیشتر اشک بریز که این جوان غریب مادری هم دارد
<<گلی گم کرده ام می بویم او را به هر گل می رسم می بویم او را>> عزیز دلم! صدای پای در پنجره نگرانم میکند که گویا کسی می آید. صبا کجایی که این پیغام را به فرزندم برسانی که هنوز هم که هنوز است <<تو را من چشم در راهم>> بغض گلویم را گرفته،عقده های دلم را هنوز وانکرده ام،هنوز فریادی بر گلویم سنگینی میکند،یوسف بی وفایم پیراهنی................،پلاکی................،نشانی..................... پسرم! شرمنده ام که هنوز زنده ام،شرمنده ام که هنوز نفس می کشم به همه گفته ام که چون تو بازگردی ومن نباشم به تو بگویند: <<تو را مادرت چشم در راه است>> نظرات شما عزیزان: در طوفان زندگی با خدا بودن بهتر از نا خدا بودن است همچنین شما موفق باشید و سربلند در پناه خدا......
سلام خواهر گلم ماری
وبلاگ خیلی قشنگی داری من خوشم اومد امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق و سر بلند باشی و هیچ وقت دچار هیچ مشکلی نشی. در مورد متن قشنگی که گذاشتی فقط تنها چیزی که میتونم بگم اینکه مادر تنها واژه خوبیه که من در طول زندگیم شنیدم . موفق و پیروز باشی ![]() پاسخ: بله واقعا همینطوره...........
|
|||||||||||||||||
![]() |